حداکثر بارش محتمل (PMP) برابر بیش ترین ارتفاع بارندگی است که از دیدگاه نظری در مدت معینی امکان وقوع دارد. در این مقاله دو روش آماری هرشفیلد (در دو نگرش استاندارد و تجدید نظر شده به عنوان برآورد نقطه ای) و روش چند ایستگاهی (به عنوان یک روش ناحیه ای) برای 33 ایستگاه باران سنجی با متوسط طول دوره آماری 26 سال در حوضه آبریز اترک واقع در شمال شرق و شمال ایران به کار برده شد. در روش چند ایستگاهی از توزیع حدی نوع 1 و دو شکل تبدیل یافته و بریده شده که بتوانند با افزایش بدون حد دوره بازگشت یک حد منطقی را برای بارندگی نشان دهند، استفاده شد. در روش استاندارد هرشفیلد، مقادیر PMP بسیار زیاد و غیرمنطقی به دست آمد. PMP های نقطه ای در روش تجدید نظر شده هرشفیلد منطقی تر بود و محدوده نسبت بدون بعد PMP به حداکثر مشاهده شده بارندگی روزانه در راستای مطالعات مختلف با اقلیم های متفاوت بود. PMP به دست آمده به روش چند ایستگاهی برای حوضه اترک از مقادیر PMP نقطه ای در 7 ایستگاه کم تر بود. گرچه نمی توان این نتیجه را اشتباه دانست ولی برای اولین بار در یک روش معکوس متغیر حدی کاهش یافته از روی PMP های نقطه ای برای شرایط منطقه واسنجی شد و نتیجه به دست آمده از کلیه PMP ها (به جز یک ایستگاه) بیش تر به دست آمد. بنابراین به نظر می رسد که PMP بر مبنای نگرش چند ایستگاهی در یک منطقه همگن با حداکثر PMP های نقطه ای به روش تجدید نظر شده هرشفیلد برابر باشد. این نتیجه تنها بر اساس یک منطقه به دست آمده است و می بایست با بررسی های دیگر واسنجی شود.